تبليغاتX
وقتشه با هم باشیم(عشق) - همه جا تاريك است

وقتشه با هم باشیم(عشق)

زندگي گرمي دلهاي بهم پيوسته است

همه جا تاريك است

همه جا تاريك است، نمي بينم كه چه مي نويسم،                                                                     اما می دانم كه چه مي خواهم بنويسم، از تو مي نويسم، از نگاه تو، از حرفهايت، از حضورت، از ... براي تو مي نويسم، براي چشمهايت، براي لب هايت، براي ... به تو مي انديشم، به تو تقديم مي كنم، به تو سلام مي كنم، حياط عاشقي امشب چقدر خلوت است، هيچ رهگذري عبور نمي كند، صداي گريه و زمزمه نمي آيد، امشب عاشقي غريب است. آرام در حياط عاشقي قدم مي زنم. دوست دارم همين جا نوشته ام را تمام كنم، دوباره احساس مي كنم كه كلمات دير هيچ تاب و تواني براي احساسات من ندارند و من هم به معمار عشق .......

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 12:47  توسط سمیه و فرزند کیقباد  |